با سلام خدمت دوستان عزیز
بعد از ۱۸ ساعتی Downi اومدم.هرچی میکشم از دست دوست و آشنا است بهم گفتن Open Vz نصب کن خیلی عالیه و از این حرفها.تا حالا ۲ بار پارتیشن های Dev لینوکسمون پر شده هر بار با کمک دوستان درست کردیم تا اینکه دیشب مجدد پارتیشن فول شده و هیچ کاری نتونستم انجام بود اول شب به دیتا سنتر تیکت کردم که کمکم کنند داشتم به خودم میگفتم ای خدایا چرا این سرور درست نمیشه یه موقعی پنجره سرور را Refresh دادم دیدم کنسول اومد . بعدش میلمو داشتم چک میکردم دیدم از طرف دیتا سنتر بوده و سرور را ریست کرده بودن :دی![]()
ار یه طرف هم عشقم
هم اومده بود نت برای خدای حافظی کربلا(
اسلام علیک یا حسین ابن علی
) بهم گفت که میخواد تا صبح نت باشه من مصخره اش کردم دید پایه تر از خودم من است واقعا دم گرم جاتون خالی تا ساعت ۴ صبح نت بودیم یه وقتی که مامانم اومد و گفت تو هنوز پست پی سی هستی منم طبق معمول گفتم اره :دی![]()
بعداز ساعت ۴ رفتم خوابیدم دیگه نا امید شده بودم از سرور
از خواب بیدار شدم حوالی ساعت ۱۰-۱۰:۳۰ بود مجدد نشستم پست پی سی اینبار نتیجه گرفتم و سرور شکر خدا اومد بالا
بعدش اینبار یه کم رفتم بیرون و اومدم نت و در حال حاضر هم داره تایپ میکنم.این هم بود قصه چند ساعته ما![]()
با سلام خدمت دوستان عزیز.داشتم میل و چک میکردم که یکی میل از طرف گروه Error
اومده بودم که برای من واقعا جالب بود.چی میشد این معجزه ها در زنگی ما رخ میداد.
وقتی سارا دخترک هشت سالهای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت
میکنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به
تازگی کارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد.
سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد.
ادامه در ادامه مطلب
(ادامه…)
سلام.
به یکی دوستام گفته بودم یه جدول واسم بزنه چون خودم حال نداشتم.دادم به اون انجام بده به قول خودش کار طراحی انجام نداده بوده.راهنمایش کردم و رفتم خوابیدم.شبی وقتی ان شد جدولش را بهم داده من فقط یه نیش خند در یاهو بهش دادم بهش برخورد یه حرفهایی بهم زد که من اصلا انتظارشو نداشتم از اون بشنوم.منم بهش گفتم من دیگه مزاحمت نمیشم.رفتم تو کلوبمون هم نوشتم که شاید چند روزی نت نیام.الانه هم یاهو اصلیم را ان نمیکنم.میخوام خودم را اساسی تغییر بدم.خدایا خودت کمکم کن.
ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!
ده مورد زیر شاید امروز اهمیت داشته باشند ولی ده سال دیگر آنها را حتی به یاد هم نخواهید آورید:
۱- غلط املایی در پستی که نوشتید!
۲- عوضی ای که امروز تو خیابون موقع رانندگی بهتان فحش داد!
۳- لنگه جورابی که وقتی مادر زن تان آمد روی دسته صندلی آشپزخانه بود!
۴- خروجی ای که توی اتوبان رد کردید!
۵- کتاب هایی که سه روز دیر به کتابخانه پس دادید!
۶- رفتن برق وقتی داشتید برنامه مورد علاقه تان را تماشا می کردید
نکات دیگر در ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز .امروز داشتم یه گشتی میزدم به یه مقاله جاب برخوردم.دیدم که بزارم تو وبم من که نمیتونم حس کنم .حداقل عزیزان دیگه بتونن و استفاده کنند.
بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون “اکسیتوسین” را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.
درواقع، وقتی زوجین ۲۰ ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.
ادامه مقاله در ادامه مطلب
- ۱۲ فروردین ۸۸
- مجله پزشكي






