
۱- رویاهایتان را وسعت دهید و با شور و اشتیاق به آنها بپردازید
رویاهای بزرگ در انسان انگیزه و تحرک ایجاد میکنند. زمانیکه به رویاهایتان میاندیشید به سمت مسیری که به آن علاقهمند هستید راهی باز میکنید. آرزوهایتان را مرتبا در ذهن آورید زیرا در همین رویاهاست که میتوانید به انرژی و شور و شوقی که شما را به حرکت وامی دارد، دست یابید. به خاطر داشته باشید تمام چیزهایی که هماکنون در اطرافتان وجود دارند با یک فکر و یک نیت آغاز شدهاند.
۲- برنامهریزی کنید
برای آنکه در مسیر رسیدن به آرزوها پیش روید، برای خودتان اهداف میانی تعیین کنید. رمز موفقیت آن است که هدفتان مشخص و ملموس باشد. میخواهید بعد از ۶ ماه، یکسال و یا ۲ سال چه کاری انجام دهید؟ به کجا میخواهید بروید؟ برنامه عملی بریزید و به این ترتیب یک رؤیا به واقعیت تبدیل میشود. روی مقصدو هدفتان تمرکز کنید چراکه بدون هدف تمام انرژیتان بهدلیل اجابت خواستههای دیگران به سرعت مصرف میشود و یا در اثر برآوردهکردن نیازهای لحظهای به هدر خواهد رفت.
مابقی در ادامه مطلب
- ۱۹ اردیبهشت ۸۸
- نكات جالب

ماهمیشه صداهای بلند را می شنویم، پر رنگ ها را می بینیم، آسان ها را می خواهیم… غافل از این که خوب ها سخت می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.
احتمالا تا به حال با افراد درمانده ای مواجه شده اید که علت ناکامی های خود را نیازهای مالی ، بی عدالتی، وضعیت خانوادگی، شرایط محیطی یا محدودیت های اجتماعی و عدم توجه مسئولین به مشکلات آن ها می دانند.
اگر به زاویه دید آن ها در مقابل مشکلات گوناگون دقت کرده باشید، متوجه می شوید که مقصر اصلی در عدم پیشرفت و بالا بردن سطح توانایی هایشان، خود این افراد هستند نه آن چیزی که به عنوان عامل ناکامی (در حقیقت باز دارنده) در ذهن خود می پرورانند.
اصولا همین طرز تفکر افراد ناکام، عمده تفاوت آن ها با اشخاص موفق است که با گذشت زمان، فاصله ای جبران نشدنی را در بین این دو گروه به وجود می آورد.
بقیه در ادامه مطلب

سلام خدمت دوستان ![]()
طبق معمول با تاخیر اومدم بزاریه به حساب تنبلی من .
واقعا که این سرور ۳-۴ روزی من و چندتا دوستان دیگه که واقعا از دل و جون مایه گذاشت را به خوب مجذوب کرده بود.من امدم و سرور را دادم به محمدرضا که خیلی کارش درسته دادیم و ابونتوی ۹٫۴ سرور را نصب کردیم و لطف کردن کافیگ های مربوط را انجام دادن و سی پنل هم نصب کردیم میخواستم اپاچی را بروز کنم که به اروری برخورد که گفتم یه گیری است منم زد به سرم و با ریموت به سی پنل میل کردم
اول که به خودم گفتم یکی لایسنس دیگه باید بگیرم
در جواب میل هم کسی جواب ها را که عشقش است و باطل کردن لایسنس ما ایرانی ها رو
جواب هم مبنی بر این بود که ابونتو را سی پنل پشتیبانی نمیکنه و منم دلهره داشتم چیکار کنم و چیکار نکنم گفتم خودم باید دست بکار باید بشم با مجازی ساز یکی دیگه سرور مجازی ساختم و نشستم نصب centos تازه این که دفعه اولم بود centos نصب میکردم بلاخره با ماکافات پارتیشن کردم و تموم شد.بعدشم گذاشتم سی پنل نصب شد و شروع به ترانسفر کردن کردم . که خدا رو شکر همه یوزرها ترانسفر شدن و موند یه مشکل که من در حوقعه نصب centos این سرویس Named را تیک نکرده بودم
جالب این بود که همه چیز اماده بود این سرویس نصب نبود بلاخره پرسون جرشون نصبش کردم و سایت ها اومد بالا
و بعد از چند ساعت یه زنگ تفریحی خورد واسه من که رفتم بیرون و…. :دی و این بود قصه چند روز ما و این که خدا بخواد فردا هم سکوریت سرور و کافیگ های اصلی را انجام میدیم. به ایمد این که هیچ سرور Down نشه ![]()
سلام خدمت دوستان عزیز.بعد از چندروزی اومدم که وبلاگم را آپدیت کنم.![]()
طبق معمول در حال دیدن میل هام بودم
که به یه میل از گروه ارور اومده بود رسیدم.واقعا دمشون گرم
. نگات جالبی در مورد حرم مقدش امام رضا بود.منم میزارم که ما دوستان هم استقاده کنید.![]()

نکته۱
در سال ۲۰۳ و به قولى ۲۰۲ هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.
نکته۲ در سال ۴۰۰ هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و منارهاى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمانهاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .
۲۸ نکته دیگر در ادامه مطلب

مردی دختر سه ساله ای داشت . روزی به خانه آمد دید دختر سه ساله اش گران ترین کاغذ کادوی کتابخانه اش را برای زینت یک جعبه کودکانه هدر داده است .
مرد بسیار عصبانی شد ودختر کوچکش را تنبیه کرد. دختر هم با گریه به بستر رفت و خوابید.
روز بعدوقتی که مرد از خواب بلند شد دید که دخترش بالای سرش نشسته ومیخواهد این جعبه را به او هدیه بدهد.و مرد تازه متوجه شد که امروز روز تولد اوست ودخترش کاغذ را برای کادوی تولد او مصرف کرده است.
با شرمندگی دختر کوچکش را بوسید وجعبه را از او گرفت و باز کرد.
اما متوجه شد که جعبه خالیست.دوباره مرد عصبانی شد و کودک را تنبیه کرد .
اما کودک درحالیکه گریه میکرد به پدرش گفت که من هزاران هزار بوسه داخل آن جعبه ریخته بودم و تو آنها را ندیدی.
مرد دوباره شرمنده شد ومیگویند تاپایان عمر جعبه را به همراه داشت و هرقت آنرا باز میکرد به طرز معجزه آسایی آرامش پیدا میکرد.




