سلام.امروز داشتم میگشتم به یه غزل برخورد که قشنگ است و اینجا هم میزارم.

ای کاش رد من را از این صدا بگیری
تا که نرفتم از دست دست مرا بگیری

فصل نشای غمهاست میراب این زمینم
وقت است جوی آبی از چشم ما بگیری

بانو! قبول دارم زیباترینی  اما
رسمش نبود خود را این قدرها بگیری

ادامه غزل در ادامه مطلب

(ادامه…)

Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes